سلام خدا
جالبه مگه نه اسم خودتم سلامه و همش دارم اسم خودت و به خودت میگم
چند شبی بود نشد بیام باهم حرف بزنیم از یه بزرگی سوال کردم چطوری باید باهات مناجات کنم خودت خوب می دونی چی گفت ؛ گفتم میشه با نوشتن هم با خدا مناجات کرد؟ گفتش آره میشه خود نوشتن هم مناجاته
آدما زود بزرگ میشن و دنبال هر کاری که هستن میرن و در نهایت خیلی خوب نگاه کنیم به هدفش می رسند خدایا چرا ماهارو خلق کردی ؟ تو که نیازی به من و امثال من نداری و نداشتی چی شد یه دفعه/
می دونم ماهارو دوست داری هرکس اگه یکم دقت کنه میبینه دوستداشتن تورو ؛ می دونم می خواستی به ما فیض برسانی اینها همه درست اما تعداد کسانی که عاشق تواند آنهم با اینهمه درجات مختلف عشق خیلی نیستند. کجایی؟
چقدر صحبت کردن باهات سخته ! من که علمی ندارم و میام به خیال خودم عالمانه حرف می زنم برای تو که عالم مطلقی و علم از فیوضات توست خندت میگیره مگه نه ؟
خدایا نمی دونم چرا در کارهای خوب تنبلم و بی اراده کمکم کن تا خلاصه یه کاری کنم از این همه تنبلی و درجا زدن خسته شدم
شد یه بار ما ازت چیزی بخوایم بدون معطلی به ما بدی ؟ نه تابه حال شده؟
آره می دونم شده اما خودم بی خبرم می دونم هوامو داری و نمی خواهی روسیاه درگاهت بشم خدایا خودتی و من
کمکم کن تا روسفید بشم
خدایا به حجتت سلام مارا از جانب خودت برسان که خیلی خیلی شرمنده ی تو و ایشان هستم
یاعلی ای علی اعلی
برچسب:
نویسنده: sh.jami